دانشجوی دکتری، گروه حقوق جزا و جرم شناسی، مجتمع آموزش عالی علوم انسانی اسلامی، جامعه المصطفی العالمیه، قم، ایران.
10.22034/cr7.2024.100549
چکیده
زنکشی اصطلاحی است که در خصوص به قتل رسیدن زنان توسط همسرانشان با انگیزۀ مبتنی بر دفاع از ناموس اطلاق میشود. این دسته از جرائم در هر جامعهای ممکن است وجود داشته باشد؛ اما میزان فراوانی، نوعیت و انگیزهها و عوامل آن در جوامع مختلف متفاوت است. طی سالهای اخیر زنکشی در جامعۀ ایران نیز شیوع یافته و این موضوع از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته و واکنشهای متعددی داشته است. هدف این مقاله بررسی نقادانه موضوع زنکشی و بررسی همین واکنشها با استفاده از روش تحقیق تحلیلی و توصیفی است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که در یک نگاه کلی این واکنشها به دودسته تقسیم میشوند؛ دستۀ اول این نوع قتلها را ناشی از ناکارآمدی سیاست کیفری ایران دانسته و دلیل آن را وارد کردن احکام فقهی به قانون عمومی دانستهاند. دستۀ دوم اما این نوع قتلها را ناشی از غیرت دینی میدانند و قاتل و مقتول را در جایگاه یکسان قرار داده، هرکدام از آنها را مظلوم قلمداد کردهاند. در مقام مقایسه این دو دیدگاه میتوان گفت، نظر گروه نخست بااینکه در برخی موارد مصیب به حقیقت است؛ اما نمیتوان آن را دلیل قطعی شیوع جرم زنکشی دانست. درحالیکه دیدگاه دوم نهتنها مبنای عقلائی ندارد، بلکه با خیلی از شرایط فقهی و قانونی قتل در فراش نیز سازگار نیست. علاوه بر اینکه مرتکبان این دسته از جرائم در هنگام ارتکاب قتل، توجهی به بُعد دینی و مذهبی آن نداشتهاند تا بتوان از آن تحت عنوان غیرت دینی دفاع کرد.