اصل پدرسالاری با نگاهی به حقوق جزای افغانستان

نوع مقاله : علمی-تخصصی

نویسنده

نویسنده و پژوهشگر

10.22034/cr7.2024.100548

چکیده

پدرسالاری به معنای رفتار کردن دولت در قبال شهروندان، مانند رفتار پدر در قبال فرزند است. استفاده از واژه پدرسالاری بیشتر در قرن 19 رواج یافت و با به وجود آمدن حکومت‌های مدرن، در ردیف واژگان حقوقی قرار گرفت. پدرسالاری بیشتر با این فرض توجیه می‌شود که گاهی افراد از این ضعف برخوردارند که نمی‌توانند به خیر و صلاحشان عمل کنند و دولت به نمایندگی از جامعه، در جایگاه پدر قرار می‌گیرد تا مانع خسارت آن افراد شود. کاربرد این اصل را امروزه می‌توان در حقوق جزای هر کشوری از جمله افغانستان مشاهده کرد. هدف این تحقیق بررسی نظریه‌های موافقان و مخالفان پدرسالاری است و اینکه نشان داده شود تا مصادیق این اصل در چه جرائمی در حقوق جزای افغانستان بازتاب یافته است. در اخیر به نقش سیاست جنایی و اندیشۀ پدرسالاری نیز پرداخته شده است. روش انجام تحقیق در این نوشتار تحلیلی-توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای است. یافته‌های این پژوهش می‌رساند که اصل پدرسالاری در جرائم مربوط به مخدر، قوادی، ربح غیرقانونی، هرزه‌نگاری در فضای سایبر، قماربازی و... نموده یافته است. موافقان بیشتر به این نظرند که آزادی فردی مرجع نهایی برای این نیست که بر اساس آن بتوان سود و زیان فرد را آزمایش کرد، بلکه مهم آن است که خیر و صلاح فردی حتی اگر آزادی شخصی را هم محدود نماید، می‌تواند حرف آخر را در این زمینه بگوید. چنانکه سیاست جنایی و اندیشۀ پدرسالاری را می‌توان تا حدی در یک راستا تجزیه و تحلیل کرد؛ زیرا هر دو به دنبال سود و مصلحت هستند که جامعه خواهان آن است و آنچه از منافع اجتماع دفاع می‌کند و نمی‌گذارد تا مصالح اجتماعی پایمال شود.

کلیدواژه‌ها